امروز یکی از همکارا موقعی که سوار ماشین شدیم گفت یه خبر بد مادر همکارمون فوت شد. خدا بیامرزه مادرشونو خیلی ناراحت شدم. فردا هم باید بریم مسجدشون. اما چیزی که جالب بود این که بعد ازینکه از مدرسه اومدم رفتم والیبال. یکی از دوستام گفت یه خبر خوب، یکی از دوستامون بارداره، خیلی خوشحال شدم و از خدا خواستم بچش رو صحیح و سالم به دنیا بیاره.
این خبر خوب و بد که هر دو با یک لحن امروز بهم دادن برام جالب بود.
خدایا...
من دست به هیچ دستگیری ندهم
ایشان همه فانیند و پاینده تویی
یا حی و یا قیوم
گاه نوشته های من...
ما را در سایت گاه نوشته های من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 50
تاريخ: دوشنبه
10 دی
1397 ساعت: 13:19