استقبال از پرچم امام مهربانی ها

خرید بک لینک
امروز ساعت 4 طبق روال چهارشنبه ها سانس والیبال داشتم. از طرفی امروز راس همین ساعت مراسم استقبال از پرچم امام رضا(ع) داخل همون خیابون بود. ماشینم دست بابا بود. زنگ زدم گفت ساعت 4 و ربع میرسه. چون دید عجله دارم گفت تا 4 خودمو میرسونم. منم زیاد با بابا خوب حرف نزدم خدا منو ببخشه.

مامان گفت با تاکسی بریم. خودمونو آماده کردیم که علیرغم میل من با تاکسی بریم که خداروشکر تاکسی یا نبود یا اگه میومد پر بود. دوباره زنگ زدم به بابا گفت 4 و پنج دقیقه میرسه. فی الفور ماشین رو خالی کرد و سوئیچ رو داد بهم. با مامان رفتیم. دیدیم جمعیت منتظر وایسادن. مامانو پیاده کردم و راهنما رو زدم و به حالت 30 درجه قرار گرفتم که دلم نیومد برم سالن و از استقبال پرچم جا بمونم. چندتا بوق پشت سر هم زدم که مامان برگرده و بهش گفتم سالن نمیرم. ماشین رو جلوی سایه ی سالن پارک کردم و رفتم محل استقبال. یه خورده منتظر شدیم بعدش خادمان عزیز حرم با پرچم از راه رسیدن. اشک تو چشمام حلقه زده بود. تواشیح اجرا کردن. سرودی که خیلی دوست دارم: میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه/میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی... نمیتونستم جلوی اشکام رو بگیرم. رو به خراسان رضا سلام دادیم و قرار شد بقیه مراسم در سالن ارشاد اجرا بشه. چون با ماشین رفته بودیم فکر کردیم بریم ارشاد صف اول مال ماست ولی وقتی رفتیم با ازدحام جمعیت رو به رو شدیم اونقدر که اصلا جا برای نشستن نبود و اینقدر تعداد زیاد بود که نفس کشیدن سخت بود و فضای داخل فوق العاده گرم. با مامان اومدیم بیرون. داخل راهرو. اولش سر پا بودیم. نمک متبرک گرفتیم. منتظر موندیم مامان گفت پرچم رو که بیارن ازینجا میبرن همینجا وایسیم. دیدیم مینی بوس اومد و خادمها با احترام پرچم رو داخل صندوق قشنگی گذاشتن و میبرنش سمت سالن اجتماعات. مامان دستشو روی صندوق کشید. داخل سالن خادمها که بوی عطر خیلی خوشی میدادن دوطرف پرچم رو گرفتن و بازش کردن و یکی دیگشون شروع کرد به خوندن. دل رو صفا میداد. یکی از سرودهاش رو که گفت موقعی که حرم رو دسته جمعی جارو میزنیم میخونیم میخوند و منم اشک میریختم. انگار روبه روی ضریح امام رضا بودم. خادم گفت از هر فاصله ای امام رضا صدای ما رو میشنوه. کبوتر هوایی حرم شده بودم... امام رضا..ممنووونتم که منو دعوت کردی که بازم دلم امام رضایی بشه.. قسمت کن بیایم پابوست امام رضا....

گاه نوشته های من...

ما را در سایت گاه نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 15:08

صفحه بندی