چه فردای پر کاری!!

خرید بک لینک
فردا روز خیلی پر کاری رو دارم.

میترسم به همشون نرسم.

کلاس کلیپ سازی هم تا ساعت هفت عصر طول میکشه و وقتی برمیگردم ساعت تقریبا 9 میشه و منم یه دختر تنها.

اونروز که رفتم کلاس جلو چشمم پسره یه دختری رو سوار کرد برد. درسته دختره خودش سوار شد ولی باز به من استرس وارد شد. بابا میگه اگه میدونی سختته نرو ولی یک جلسه ای که رفتم خیلی جالب بود واسم. هر چی هم میگم ماشین بدید من ببرم میگن اومدیمو پنچر کردی میخوای چیکار کنی؟در حالی که من اگه ماشین ببرم نه تنها امنیتم کمتر نمیشه بیشتر هم میشه. به همین خاطر میخوام با پول خودم برای خودم ماشین بخرم. درسته الان بابا برام ماشین گرفته ولی اگه نتونم مواقع این چنینی که اینقدر بهش نیاز دارم ازش استفاده کنم چه فایده؟!

حلقه صالحین هم داریم. واحد ضمن خدمت هم باید برم. کاردستی باید درست کنم. دوش باید بگیرم. پول به حساب دانشگاه بریزم. جایزه مسابقه ای که شرکت کردمو بگیرم.

همه این کارا رو تو سه ساعت باید انجام بدم. پس باید از مهمترینها شروع کنم تا اونهایی که وقت کم میارم واسشون بتونم بعدا انجام بدم.

راااااستی...امتیاز اول شهرستان در بین خانوما شدم.

الحمدلله رب العالمین...

گاه نوشته های من...

ما را در سایت گاه نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 23:13

صفحه بندی