خدا باز هم به خیر گذراند

خرید بک لینک
دیروز عصر یه جاده روستایی که اطرافش پر از درخته و البته راه فرعی به استان مجاور و تقریبا پر رفت و امد هست رو طی میکردیم. من حدود 70 تا سرعت میرفتم. از آینه دیدم که یه تریلی اف هاش داره پشت سرم میاد. وقتی رسیدیم سر پیچ دوباره نگاه کردم دیدم چسبید بهم و کج کرد سمت چپ چون فاصله اش باهام خیلی کم شد. شاید بالای صدتا تریلی با اون عظمت توی اون جاده باریک روستایی اون هم سر پیچ سرعت داشت. من تا دیدم کج کرد گفتم الان میخواد سبقت بگیره زدم رو ترمز که زودتر بتونه سبقت بگیره......

نگو این چون دید نداشت منصرف شد از سبقت گرفتن ولی چون من زدم رو ترمز نتونست پشت سرم وایسه دستشو گذاشت رو بوق و سر اون پیچ خطرناک ازم سبقت گرفت....

چند ساعت قبلش نماز اول ماه قمری رو خونده بودم...

واقعا خدا نجاتم داد

وگرنه با اون ترمز یا ماشین خودمو داغون میکرد یا ماشینی که از رو به رو میومد...

واقعا خدا یه فاجعه و یه بلای عظیم رو به خیر   گذراند  ...

خدایا شکرت.. یا دافع البلایا

دست خدا رو بارها و بارها تو زندگیم دیدم

خدا خیلی منو دوست داره...

الحمدلله الذی تحبب الی و هو غنی عنی

ستایش خدایی را که با من دوستی کند درحالی که از من بی نیاز است

دعای ابوحمزه ثمالی از امام سجاد... دعای عالی که حتما باید خوند و ازش لذت برد و با خدا نیایش کرد..

گاه نوشته های من...

ما را در سایت گاه نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: دوشنبه 10 دی 1397 ساعت: 13:19

صفحه بندی