گاه نوشته های من

متن مرتبط با « 57» در سایت گاه نوشته های من نوشته شده است

تصمیم بزرگ

  • نیلوبلاگ

    روزهایی که قرار بود برم دانشگاه سر از پا نمیشناختم. با اینکه یک ساعت راه داشتم اما خیلی برام شیرین بود. وقتی پا میذاشتم توی دانشگاه انگار همه ی دنیا مال من بود. وقتی توی طبقه ها راه میرفتم یه حسی بهم میگفت من راهم اینه من به اینجا تعلق دارم، من باید این راه رو ادامه بدم. از حضرت فاطمه(س) میخوام که زیر سایه ی پدر و مادر و وجود عزیزانم ان شاءالله دکترامو بگیرم و توی همین دانشگاه ان شاءالله ان شاءالله ان شاءالله عضو هیئت علمی بشم... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • در روز تولدم

  • نیلوبلاگ

    به نام خداامروز هفتم دیماههمن ۳۱ ساله شدم. واقعا که چقدر زمان داره زود میگذره. خداکنه عاقبتمون به خیر باشه. در این سن به لطف خدا به نادانی خودم پی بردم. فهمیدم که چقدر از قافله عقبم و چقدر راجع به خودم اشتباه فکر میکردم. با کارگاهی که امروز رفتم یک لحظه احساس کردم چقدر دلم برای همسرم میسوزه و شاید همسرم واقعا به کمک من نیاز داره پس بهتره به جای دشمنی باهاش رفیق بشم.من یه سری مسائل ساده و پیش پا افتاده رو از یاد بردم و شاید همین دلیل خیلی از معضلاتی شده که با دست خودم برای خودم درست کردم. مثلا من...

    ادامه مطلب
  • تصمیماتم در روز تولدم

  • نیلوبلاگ

    به نظرم تاریخ تولد به آدم احساس یک تولد دوباره میدهمن هر سال در تاریخ تولدم یه سری تصمیمات میگیرم. اما بعد از یه مدت کوتاه به کلی فراموشش میکنم. این ترم یک درسی داریم به نام مدیریت تغییر در سازمانهای آموزشی. در کتابی که استاد برای این درس معرفی کرده گفته که برای تغییر اول باید از وضع موجود ناراضی باشی. من یادمه وقتی که دبیرستانی بودم یه نوشته رو در پژوهش سرا خوندم که یادم نمیاد متنش چی بود اما تاثیر شگرفی در زندگیم داشت البته منفی. من با خوندن اون متن سعی کردم همه ی نگرانیها رو از خودم دور کنم، ...

    ادامه مطلب
  • نیلوبلاگ

    سلامبعد از حدود چهار سال برگشتم.ممنون از محبت همه ی دوستانی که این مدت برام پیام گذاشتن و جویای احوالم شدند.این روزها پر از دلتنگی ام.همین دلتنگی هم منو کشوند به وبلاگ قدیمیم و دوباره دست به قلمم کرد.خیلی شاکی اماز خودماز اینکه چرا خودمو دوست نداشتماز اینکه چرا اعتماد به نفس و عزت نفس و چراغ عقل رو در خودم خاموش کردم..اما نمیخوام اوضاع همینطور بمونه..خداوند با اتفاقات اخیری که برام رقم زد از خواب غفلت بیدارم کرد.دیگه نمیخوام کاهی باشم در دست باد...ان شاالله از تک تک موفقیتهام اینجا خواهم نوشت..ا...

    ادامه مطلب
  • چند تا حرف

  • نیلوبلاگ

    بعد از مدتها یه مقام اول در سطح شهرستان آوردم. خداروشکر. خیلی وقت بود طعم خوش و حس خوب اول بودن فراموشم شده بود. حالا خیلی دوست دارم در سطح استان هم ان شاءالله رتبه بیارم. ولی احتیاج به نوشتن مقاله دا...

    ادامه مطلب
  • زیارت

  • نیلوبلاگ

    ان شاءالله اگه خدا بخواد عید زائر هستیم. زائر امام رضا و خواهرش چی از این بهتر؟ یا رضا زائری بارانی ام آقا......

    ادامه مطلب
  • ولادت جوادالائمه مبااااارک

  • نیلوبلاگ

    امشب از آقا عیدی خواستم تولد امام جواد رو خدمت امام رضا و میوه دلشون امام جواد تبریک گفتم. خیلی به نظر لطف آقا امام رضا و   جوادالائمه   امیدوارم. حرم خیلی شلوغ بود همه اومده بودن به آقا تبریک بگن. چراغها...

    ادامه مطلب
  • ایشان همه...

  • نیلوبلاگ

    امروز یکی از همکارا موقعی که سوار ماشین شدیم گفت یه خبر بد مادر همکارمون فوت شد. خدا بیامرزه مادرشونو خیلی ناراحت شدم. فردا هم باید بریم مسجدشون. اما چیزی که جالب بود این که بعد ازینکه از مدرسه اومدم رفتم والیبال. یکی از دوستام گفت یه خبر خوب، یکی از دوستامون بارداره، خیلی خوشحال شدم و از خدا خواستم بچش رو صحیح و سالم به دنیا بیاره. این خبر خوب و بد که هر دو با یک لحن امروز بهم دادن برام جالب بود. خدایا... من دست به هیچ دستگیری ندهم   ایشان   همه فانیند و پاینده تویی یا حی و یا قیوم...

    ادامه مطلب
  • کنفرانس!!!!

  • نیلوبلاگ

    همین الان   کنفرانس   دادم چه کنفرانسی خیلی بد بود یعنی واقعا بد بودا به چند دلیل 1. نوشتن مقاله رو به آخرین روز و آخرین ساعت موکول کردم حتی طلقxa0 و شیرازه رو از مسئول مسابقه گرفتم. فهرست مطالب رو صبح زود ...

    ادامه مطلب
  • بارون

  • نیلوبلاگ

      بارون   خیلی قشنگی میاد مولا علی فرمودند چند جا دعا مستجابه یکیش زیر بارونه منم عاجزانه از خدا میخوام در این شب جمعه باران لطف و رحمت و نگاهش رو بر قلب و جان و روحم بباره... و بلغنی منای... امشب نشد دعای کمیل بخونم تصمیم دارم فردا ان شاءالله مناجات شعبانیه بخونم تا دلم سبک بشه...xa0...

    ادامه مطلب
  • اضافه وزن

  • نیلوبلاگ

    سه تا ورزش رو دارم انجام میدم. پیاده روی، پینگ پنگ و والیبال. جالب اینجاست هر روزم داره وزنم بیشتر میشه. از همه هم بیشتر و زودتر عرق میکنم که سرچ کردم دیدم علتش لایه های چربی   اضافه   است... راستش خوراکمم زیاده بعد از تولد برادر زاده عزیزم و اومدن خواستگار و... میشه گفت به طور متوسط هر روز شیرینی خوردم......

    ادامه مطلب
  • خدا باز هم به خیر گذراند

  • نیلوبلاگ

    دیروز عصر یه جاده روستایی که اطرافش پر از درخته و البته راه فرعی به استان مجاور و تقریبا پر رفت و امد هست رو طی میکردیم. من حدود 70 تا سرعت میرفتم. از آینه دیدم که یه تریلی اف هاش داره پشت سرم میاد. و...

    ادامه مطلب
  • کنکوووووررررر

  • نیلوبلاگ

    کنکور ارشد از آنچه فکر میکنم به من نزدیکتر است... خدایا خودت کمک کن قبول شم^_^ همین جمعه آزمونشه......

    ادامه مطلب
  • تغییر نام

  • نیلوبلاگ

    تو ذهنمه عنوان وبلاگمو تغییر بدم......

    ادامه مطلب
  • زلزله

  • نیلوبلاگ

    زلزله الان مدرسه شایعه شد زلزله داره میاد. دانش آموزا همه جیغ میزدن و گریه میکردن. فهمیدم این همه مانور زلزله که هر سال میذارن فایده نداره چون هر چی میگفتم برید زیر میز گوش نمیدادن و فقط میدوییدن سمت بیرون. الانم کلاس اولا همه گریه میکنن و حیاطن نمیرن کلاس. +تاریخ دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 15:2 نویسنده R | ...

    ادامه مطلب
  • رب زدنی علما

  • نیلوبلاگ

    چند روز پیش تو خیابون دنبال جای پارک میگشتم. یهو وایسادم عین دیوونه ها با سرعت بدون نگاه به عقب دنده عقب گرفتم. وقتی پارک کردم یه لحظه خشکم زد. هر چی مامان میگفت پیاده شو بریم من نمیتونستم تکون بخورم حالم بد شد که چرا عقلمو یه لحظه از دست دادم؟ خدا خیلی بهم رحم کرد که اتفاقی نیفتاد... هنوزم نمیدونم چرا اونکار رو کردم!!؟!!...

    ادامه مطلب
  • هیئت

  • نیلوبلاگ

    احساس میکنم امام حسین و حضرت ابوالفضل امسال بهم نظر کردن و شب تاسوعا و شب عاشورا رفتن به هیئت و از عمق وجود اشک ریختن رو نصیبم کردن... الحمدلله... خدایا این دلمو بگیر یه دل حسینی بهم بده... +تاریخ شنبه هشتم مهر ۱۳۹۶ساعت 23:10 نویسنده R | ...

    ادامه مطلب
  • شب غصه

  • نیلوبلاگ

    دیشب خیلی بد بود اگه یاد خدا نبود اگه درد و دل باهاش نبود دق میکردم یا نور المستوحشین فی الظلم.....

    ادامه مطلب
  • زائر کربلا

  • نیلوبلاگ

    بابایی امروز رفت سفر کربلا. زیارتش قبول باشه ان شاءالله.. یا اباعبدالله...باباییم صحیح و سلامت و دست پر برگرده... قسمتمون کن بیایم.....

    ادامه مطلب
  • یا مولا علی مددی

  • نیلوبلاگ

    نومید و مفلسیم و نداریم هیچ کس لطفی کن ای کریم و به فریاد ما برس ...xa0 من ریزه خوار خوان شما خانواده ام مهرت زیاد دیدم و کی میبرم ز یاد.....

    ادامه مطلب