
روزهایی که قرار بود برم دانشگاه سر از پا نمیشناختم. با اینکه یک ساعت راه داشتم اما خیلی برام شیرین بود. وقتی پا میذاشتم توی دانشگاه انگار همه ی دنیا مال من بود. وقتی توی طبقه ها راه میرفتم یه حسی بهم میگفت من راهم اینه من به اینجا تعلق دارم، من باید این راه رو ادامه بدم. از حضرت فاطمه(س) میخوام که زیر سایه ی پدر و مادر و وجود عزیزانم ان شاءالله دکترامو بگیرم و توی همین دانشگاه ان شاءالله ان شاءالله ان شاءالله عضو هیئت علمی بشم... بخوانید...
ادامه مطلب
به نظرم تاریخ تولد به آدم احساس یک تولد دوباره میدهمن هر سال در تاریخ تولدم یه سری تصمیمات میگیرم. اما بعد از یه مدت کوتاه به کلی فراموشش میکنم. این ترم یک درسی داریم به نام مدیریت تغییر در سازمانهای آموزشی. در کتابی که استاد برای این درس معرفی کرده گفته که برای تغییر اول باید از وضع موجود ناراضی باشی. من یادمه وقتی که دبیرستانی بودم یه نوشته رو در پژوهش سرا خوندم که یادم نمیاد متنش چی بود اما تاثیر شگرفی در زندگیم داشت البته منفی. من با خوندن اون متن سعی کردم همه ی نگرانیها رو از خودم دور کنم، ...
ادامه مطلب
نمیتونم راه برم. خدایا خودت کمکم کن. تا چند روز والیبال و پیاده روی نمیرم شاید خوب بشم دلخوشی این روزام این دوتا ورزشه خدایا زودی خوب بشم آدما چقدر ضعیفن یا رب الرحم ضعف بدنی و رقه جلدی و دقه عظمی یا من بدا خلقی......
ادامه مطلب
امروز ساعت 4 طبق روال چهارشنبه ها سانس والیبال داشتم. از طرفی امروز راس همین ساعت مراسم استقبال از پرچم امام رضا(ع) داخل همون خیابون بود. ماشینم دست بابا بود. زنگ زدم گفت ساعت 4 و ربع میرسه. چون دید عجله دارم گفت تا 4 خودمو میرسونم. منم زیاد با بابا خوب حرف نزدم خدا منو ببخشه.مامان گفت با تاکسی بریم...
ادامه مطلب
از کسانی که طی این مدت منو از یاد نبردن و برام نظر گذاشتن واقعا تشکر میکنم. و عذر خواهی بابت اینکه خودم بهشون سر نزدم.xa0شور و اشتیاق داشتم برای نوشتن. نمیدونم از کجا بنویسم. این روزا درگیر مبارزه با نفسم. یعنی تلاش میکنم که با نفسم مبارزه کنم. اگه به پست های قبلیم هم یه نگاهی بندازید همواره این گلایه...
ادامه مطلب
در دلم یه حس محبتی نسبت به تک تک دانش آموزانم دارم. احساس میکنم براشون کم گذاشتم. میخوام جبران کنم. تا یک سال تحصیلی هر روز روی ماهشون رو میبینم. خدا میدونه چقدر برخورد و رفتار و حرکاتم روشون تاثیر گذاره و خدا به دادم برسه اگه تاثیر منفی روشون گذاشته باشم. به این فکر می کردم با شروع تعطیلات و تموم ش...
ادامه مطلب
به نام خداسلام سال نو مبارک هم اکنون که دارم مینویسم در کلاس اول شقایق مدرسه قم هستیم. امشب چهارمین شبه که در این مکان هستیم. این چهار روز خیلی خوب بود چون روزی دوبار به حرم حضرت معصومه(س) رفتیم و لحظه ی سال تحویل روبه روی ضریح کریمه اهل بیت (ع) بودیم و واقعا حال خوبی این چند روز داشتیم. فردا ان شاء...
ادامه مطلب
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر آرام تر از آهو، بی باک ترم از شیر هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر... مولانا...
ادامه مطلب