پشت پرده - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:52
در این گزارش به بررسی کامل «» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گاه نوشته های یک خانم معلمامروز عصر ...
جزئیات تازه از در روز تولدم - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:52
در روز تولدم اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «در روز تولدم» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه ...
گزارشی از تصمیماتم در روز تولدم - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:52
تصمیماتم در روز تولدم در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «تصمیماتم در روز تولدم» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطال...
تصمیم بزرگ؛ روایت کامل - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:52
تصمیم بزرگ اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «تصمیم بزرگ» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گاه نوشته های یک خ...
تصمیم بزرگ - تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 19:22
روزهایی که قرار بود برم دانشگاه سر از پا نمیشناختم. با اینکه یک ساعت راه داشتم اما خیلی برام شیرین بود. وقتی پا میذاشتم توی دانشگاه انگار همه ی دنیا مال من بود. وقتی توی طبقه ها راه میرفتم یه حسی بهم میگفت من راهم اینه من به اینجا تعلق دارم، من باید این راه رو ادامه بدم. از حضرت فاطمه(س) میخوام که ز...
در روز تولدم - تاریخ: 1402/10/12 ساعت: 15:53
به نام خداامروز هفتم دیماههمن ۳۱ ساله شدم. واقعا که چقدر زمان داره زود میگذره. خداکنه عاقبتمون به خیر باشه. در این سن به لطف خدا به نادانی خودم پی بردم. فهمیدم که چقدر از قافله عقبم و چقدر راجع به خودم اشتباه فکر میکردم. با کارگاهی که امروز رفتم یک لحظه احساس کردم چقدر دلم برای همسرم میسوزه و شاید ه...
تصمیماتم در روز تولدم - تاریخ: 1402/10/12 ساعت: 15:53
به نظرم تاریخ تولد به آدم احساس یک تولد دوباره میدهمن هر سال در تاریخ تولدم یه سری تصمیمات میگیرم. اما بعد از یه مدت کوتاه به کلی فراموشش میکنم. این ترم یک درسی داریم به نام مدیریت تغییر در سازمانهای آموزشی. در کتابی که استاد برای این درس معرفی کرده گفته که برای تغییر اول باید از وضع موجود ناراضی با...
- تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 10:19
سلامبعد از حدود چهار سال برگشتم.ممنون از محبت همه ی دوستانی که این مدت برام پیام گذاشتن و جویای احوالم شدند.این روزها پر از دلتنگی ام.همین دلتنگی هم منو کشوند به وبلاگ قدیمیم و دوباره دست به قلمم کرد.خیلی شاکی اماز خودماز اینکه چرا خودمو دوست نداشتماز اینکه چرا اعتماد به نفس و عزت نفس و چراغ عقل رو ...
چند تا حرف - تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 13:19
بعد از مدتها یه مقام اول در سطح شهرستان آوردم. خداروشکر. خیلی وقت بود طعم خوش و حس خوب اول بودن فراموشم شده بود. حالا خیلی دوست دارم در سطح استان هم ان شاءالله رتبه بیارم. ولی احتیاج به نوشتن مقاله دا
زیارت - تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 13:19
ان شاءالله اگه خدا بخواد عید زائر هستیم. زائر امام رضا و خواهرش چی از این بهتر؟ یا رضا زائری بارانی ام آقا...
ولادت جوادالائمه مبااااارک - تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 13:19
امشب از آقا عیدی خواستم تولد امام جواد رو خدمت امام رضا و میوه دلشون امام جواد تبریک گفتم. خیلی به نظر لطف آقا امام رضا و   جوادالائمه   امیدوارم. حرم خیلی شلوغ بود همه اومده بودن به آقا تبریک بگن. چراغها
ایشان همه... - تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 13:19
امروز یکی از همکارا موقعی که سوار ماشین شدیم گفت یه خبر بد مادر همکارمون فوت شد. خدا بیامرزه مادرشونو خیلی ناراحت شدم. فردا هم باید بریم مسجدشون. اما چیزی که جالب بود این که بعد ازینکه از مدرسه اومدم رفتم والیبال. یکی از دوستام گفت یه خبر خوب، یکی از دوستامون بارداره، خیلی خوشحال شدم و از خدا خواستم...
کنفرانس!!!! - تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 13:19
همین الان   کنفرانس   دادم چه کنفرانسی خیلی بد بود یعنی واقعا بد بودا به چند دلیل 1. نوشتن مقاله رو به آخرین روز و آخرین ساعت موکول کردم حتی طلقxa0 و شیرازه رو از مسئول مسابقه گرفتم. فهرست مطالب رو صبح زود
بارون - تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 13:19
  بارون   خیلی قشنگی میاد مولا علی فرمودند چند جا دعا مستجابه یکیش زیر بارونه منم عاجزانه از خدا میخوام در این شب جمعه باران لطف و رحمت و نگاهش رو بر قلب و جان و روحم بباره... و بلغنی منای... امشب نشد دعای کمیل بخونم تصمیم دارم فردا ان شاءالله مناجات شعبانیه بخونم تا دلم سبک بشه...xa0
اضافه وزن - تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 13:19
سه تا ورزش رو دارم انجام میدم. پیاده روی، پینگ پنگ و والیبال. جالب اینجاست هر روزم داره وزنم بیشتر میشه. از همه هم بیشتر و زودتر عرق میکنم که سرچ کردم دیدم علتش لایه های چربی   اضافه   است... راستش خوراکمم زیاده بعد از تولد برادر زاده عزیزم و اومدن خواستگار و... میشه گفت به طور متوسط هر روز شیرینی خ...
خدا باز هم به خیر گذراند - تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 13:19
دیروز عصر یه جاده روستایی که اطرافش پر از درخته و البته راه فرعی به استان مجاور و تقریبا پر رفت و امد هست رو طی میکردیم. من حدود 70 تا سرعت میرفتم. از آینه دیدم که یه تریلی اف هاش داره پشت سرم میاد. و
کنکوووووررررر - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 4:44
[unable to retrieve full-text content]کنکور ارشد از آنچه فکر میکنم به من نزدیکتر است... خدایا خودت کمک کن قبول شم^_^ همین جمعه آزمونشه...
تغییر نام - تاریخ: 1396/9/13 ساعت: 12:44
[unable to retrieve full-text content]تو ذهنمه عنوان وبلاگمو تغییر بدم...
زلزله - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 8:25
زلزله الان مدرسه شایعه شد زلزله داره میاد. دانش آموزا همه جیغ میزدن و گریه میکردن. فهمیدم این همه مانور زلزله که هر سال میذارن فایده نداره چون هر چی میگفتم برید زیر میز گوش نمیدادن و فقط میدوییدن سمت بیرون. الانم کلاس اولا همه گریه میکنن و حیاطن نمیرن کلاس. +تاریخ دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 15:...
رب زدنی علما - تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 14:32
چند روز پیش تو خیابون دنبال جای پارک میگشتم. یهو وایسادم عین دیوونه ها با سرعت بدون نگاه به عقب دنده عقب گرفتم. وقتی پارک کردم یه لحظه خشکم زد. هر چی مامان میگفت پیاده شو بریم من نمیتونستم تکون بخورم حالم بد شد که چرا عقلمو یه لحظه از دست دادم؟ خدا خیلی بهم رحم کرد که اتفاقی نیفتاد... هنوزم نمیدونم ...